مدني). علل و پيامدهاي اجتماعي و تاريخي كشمكشهاي دايمي كه از اين تضاد پديد ميآيد.
ج) سلاطين، دول، خلافتها، سلسلهمراتب در يك سلطنت. اصول حكومت و ادارهٴ مملكت. نهادهاي مختلف، از جمله برخي نهادهاي يهودي و مسيحي مورد بحث واقع شده است. بيشتر اين بخش يادآور آثار ادبي سدههاي ميانه، در آيين كشورداري است كه رشد آن را در بسياري از زبانهاي شرق و غرب ميتوان دنبال كرد (ايسيس ش 29، ص 107) و در
شهريار ماكياولي به اوج خود رسيده است. ابن خلدون مطلقاً مثل ماكياولي كلبيمسلك نبود، بلكه او را بايد واقعگرا شمرد؛ گرچه براي او، مانند اغلب معاصرانش، بالاترين و در عين حال، مسلمترين و معتبرترين واقعيات امور ديني بود.
د) ملاحظات مربوط به زندگي روستايي و شهري. ابن خلدون در اينجا از زاويهٴ ديگري به بحث قسمت (ب) برميگردد. شهرها بايد چگونه اداره شوند؛ توصيف معابد معروف. تفاوت هزينهٴ زندگي برحسب اصول شهرنشيني. ثروت بهتدريج در دست شهريان متمركز ميشود.
ه) وسايل معيشت، مشاغل، صنايع و حرف، تجارت، كشاورزي، ترابري، بنّايي، تجاري، بافندگي، دوزندگي، مامايي، طب، كتابت و انشا، كتابفروشي، خوانندگي ....
و) اقسام علوم. روان شناسي تحصيل و تعليم. رده بندي علوم.
اين خلاصهٴ مطالب، ماهيت دايرةالمعارفي اثر را نشان ميدهد، ولي نه تصويري دقيق از غناي آن عرضه ميكند و نه از بغرنجي آن. موٴلف بارها، عقايد مورد علاقهاش را مطرح ميكند كه ميتوان آنها را تعميم اصول اجتماعي، سياسي و اقتصادي به شمار آورد، ولي در اينجا با مطالب و حكايات زيادي نشان داده شدهاند.
مقدمه يك گنجينهٴ واقعي اطلاعات در همهٴ موضوعات مذكور در بالا و بسياري موارد ديگر است و به ويژه براي مورخ يا جامعهشناس غربي ارزش زيادي دارد، چون عناصر اطلاعات ابنخلدون خيلي متنوعتر از موٴلفان غربي بوده است، خواه نويسندگان قديم يا سدههاي ميانه.
ترديدي به خود راه نميدهم كه مقدمه را مهمترين اثر تاريخي سدههاي ميانه، بدانم. پيش از هرچيز، معادل راهنماي امروزي روش تاريخ در سدههاي ميانه است. منظور و فايدهٴ پژوهش تاريخي چيست؟؛ چه كسي بهتر به هدف دست مييابد و ميتواند بر دامنه و دقت معلوماتش بيفزايد؟ معني فرهنگ و پيشرفت چيست؟ موٴلف به اين مسائل در حد مقدور پاسخ ميدهد.
در ضمن، اطلاعات زيادي در باب تاريخ نهادهاي خصوصي و عمومي اسلامي، رشد تشكيلات اداري، ماليات، كار، هنرها، صنايع و علوم بهدست ميآوريم. اطلاعات تقريباً منحصر به اسلامي (و بربر) است و براي مقايسه با فرهنگهاي غيراسلامي داراي ارزش خاصي است. مثلاً، ابنخلدون، مانند غربيان، پيوسته به تقابل زندگي شهري و روستايي، يا زندگي بورژوايي و